اسد الله معطوفى

1156

سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )

مبايعه 11 جمادى الثانى سال 920 ه ( هفدهمين سال حكومت شاه اسماعيل صفوى ) كه متعلق به شخصى بنام كمال الدين بهرام بن مولانا شمس الدين بهرام استرابادى است ، فردى كه خود را « العبد الفقير فخر الدين درازگيسوى حسينى » معرفى نموده ، مهر و امضاء كرده است . 40 هجده سال بعد ، در سند مبايعه 25 جمادى الاول 938 ه متعلق به خواجه عبد الرحيم بن خواجه شيخ محمد كه زمينى را به خواجه شهاب الدين على بن خواجه حاجى محمد زرگر استرابادى به مبلغ 6850 دينار كپكى فروخته بود از شهادت دادن شرعيه « جنابان امير سيد هيبه الله الخطيب پسر مرحوم امير سيد فخر الدين احمد درازگيسو حسينى » نام برده است . 41 در اين چند سند با آوردن كلماتى مثل عبد و نيز فقير ، مشخص مىشود كه اين عده از همان گروه صوفيه بودند كه اين القاب را مخصوصا در تحريرات براى خود لحاظ مىنمودند ( بر خلاف جايگاه اجتماعى و طبقاتىشان كه از ملاكان بزرگ و ثروتمندان سرشناس بودند ) ، دوم آنكه آوردن كلمه مرحوم در سند دوم نشان مىدهد كه فخر الدين در سال 938 ه درگذشته بود . سادات درازگيسو بتدريج بر املاك و رقبات خود افزوده و صاحب چندين آبادى و قريه شدند . آن‌ها در طى چند قرن بر سر اين املاك و قراء مخصوصا بر سر مالكيت روستاى چوپلانى كه از عهد شاه طهماسب صفوى در مالكيت سيورغالى مير روح الله استرابادى بود و نيز بخشى از ميرمحله و مرزنكلاته درگير اختلاف و كشمكشهاى طولانى با مدعيان ( بويژه از اواسط دوره قاجار ) شدند . يكى از مدعيان ، حاكم استراباد عباس خان دولوى قاجار بود طوريكه در ذيقعده سال 1260 ه آقا محمد مهدى شريعتمدار ( اشرفى ) قاضى شرع استراباد و ملا رضاى استرابادى حاكم شرع ، حكم به نفع سادات شيرنگى و درازگيسو و عليه عباس خان دادند . 42 طبق مصالحه‌نامچه سال 1279 ه سادات شيرنگى و درازگيسو قريه مرزبانكلاته ( مرزنكلاته فعلى ) را باهم مصالحه و در تملك گرفته بودند . در اين مدت باز هم بر سر املاك وقفى موجود در قريه چوپلانى اختلافات بالا گرفت و منجر به مصالحه‌نامچه سال 1287 ه گرديد كه حكم شد : « سه دانگ و يك ربع دانگ از قريه چوپلانى به سادات درازگيسو اختصاص يابد » .